تبلیغات
مجمع سربداران حضرت رقیه .س. قم - منظور از ام المؤمنین
اللهم عجل لولیک الفرج بحق الرقیه
مظلومیت مادرم سلام الله علیها و شهادت جانسوز آن یگانه یادگار رسول نور و رحمت توسط قاتلینی چون ابوبکر و عمر و . . در عالم اسلام اظهر من الشمس است گاهی انسان برای اتمام حجت و بر ملا شدن مکر و تدلیس عالم نمایان خیانتکار امت محمدی مجبور به تکرار واضحات است به اصطلاح علمایی که همچون احبار یهود و نصارا همان حقیقتی را پنهان و انکار می کنند که آنان از امت موسی(ع) و عیسی(ع) مخفی کردند من پیام پیامبر رحمت را از لابه لای حجابها و پرده پوشی ظلم کودتاگران گذشته و حال روایت می کنم پس بشنوید و تدبر کنید اگرچه خداوند فرموده...«لهم أعین لا یبصرون بها» برای آنان چشم هست ولی نمی بینند.در تفاسیر متعدد اهل سنت ذیل آیه شریفه آمده كه خانه حضرت صدیقه طاهره خانه پیغمبر محسوب مى‏شود : فِى بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَیُذْكَرَ فِیهَا اسْمُهُ‏و یُسَبِّحُ لَهُ‏و فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَالْأَصَالِ. النور36.در خانه‏هایى كه خدا رخصت داده كه [قدر و منزلت‏] آن‌ها رفعت یابد و نامش در آن‌ها یاد شود. در آن [خانه‏] ها هر بامداد و شامگاه او را نیایش مى‏كنند.سیوطى و دیگران از قول ابوبكر از نبى مكرم‏ (ص) نقل كرده‏اند كه خانه علی و زهرا (ع)از با فضیلت‏ترین خانه‌هاى انبیاء محسوب مى‏شود: وأخرج ابن مردویه عن أنس بن مالك وبریدة قال: قرأ رسول الله صلى الله علیه وسلم هذه الآیة ) فی بیوت أذن الله أن ترفع ( فقام الیه رجل فقال: أی بیوت هذه یا رسول الله قال: بیوت الأنبیاء. فقام الیه أبو بكر فقال: یا رسول الله هذا البیت منها ـ البیت علی وفاطمة ـ قال: نعم من أفاضلها. (السیوطی، عبد الرحمن بن الكمال جلال الدین (متوفای911هـ)، الدر المنثور، ج 6، ص 203، ناشر: دار الفكر - بیروت – 1993 م؛ /الثعلبی النیسابوری أبو إسحاق أحمد بن محمد بن إبراهیم (متوفای427هـ) الكشف والبیان، (متوفای 427 هـ - 1035م)، ج 7، ص 107، تحقیق: الإمام أبی محمد بن عاشور، مراجعة وتدقیق الأستاذ نظیر الساعدی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، الطبعة: الأولى، 1422هـ-2002م؛/الثعالبی، عبد الرحمن بن محمد بن مخلوف (متوفای875هـ)، الجواهر الحسان فی تفسیر القرآن، ج 7، ص 107، ناشر: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات – بیروت./الآلوسی البغدادی، العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود (متوفای1270هـ)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج 18، ص 174، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت( رسول خدا (ص) این آیه را تلاوت فرمود، شخصى پرسید: این كدام خانه ها است؟ فرمود: خانه هاى پیامبران. ابوبكر پرسید: آیا خانه علی و فاطمه هم از همان خانه ها است؟ فرمود: بلی، از بر‌ترین آن است. (اگر خانه علی و فاطمه علیهما السلام از برترین خانه های انبیاء است تهدید به آتش چرا؟ آتش زدن خانه با اهلش چرا؟) جزئیات اولین کودتای صدر اسلام بر علیه اراده ی خدا، رسول(ص) و اهل بیت به روایت منابع اهل سنت : ...خبر رسید که عده‌ای(تمام بنی هاشم) از بیعت سرپیچی كرده اند و در نزد علی در خانه فاطمه‌ جمع شده اند. پس ابوبكر عمر را به دنبال آنها فرستاد. و این هنگامی بود که حضرت علی و زبیر برای مشورت در امر خلافت نزد حضرت زهرا رفت و آمد می کردند عمربن خطاب با خبر شد و گفت: ای دختر رسول خدا! به خدا در نزد ما کسی محبوبتر از پدرت نیست و پس از او محبوبترین تویی! و به خدا قسم این امر مرا مانع نمی شود که اگر علی و زبیر نزد تو جمع شوند دستور دهم که خانه را با آنها به آتش بکشند.اسلم گفت: چون عمر از نزد فاطمه بیرون رفت حضرت علی و زبیر به خانه برگشتند. پس فاطمه فرمود: می دانید که عمر نزد من آمد و به خدا قسم یاد کرده اگر شما(بدون اینکه با ابوبکر بیعت کنید) به خانه برگردید خانه را با شما آتش می زند؟؟ و به خدا سوگند که او به سوگندش عمل خواهد کرد. کتاب المصنف ابن ابی شیبه ج 7 ص 432 حدیث 37045./سیوطی مسند فاطمه ص 36./ابن عبدالبر در کتاب الاستیعاب ج3 ص 975/تاریخ طبری ج 1 ص 1118./الامامه و السیامه، ابن قتیبه، ج 1 ص 20-19/ازالة الخلفا، دهلوی هندی، ج 362/2/عقدالفرید، ابن عبدربة المالك، ج 2 فصل سقیفه/تاریخ ابن اثیر، ج 2 ص 335./شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 2 ص 56 چاپ بیروت از قول جوهری عالم قرن 4 و صاحب کتاب (( السقیفه و فدک)) ابوبکر به علی(ع) پیام فرستاد تا با وی بیعت کند اما علی(ع) نپذیرفت. پس عمر با مشعلی آمد. فاطمه(س) ناگاه عمر را با مشعلی در مقابل خانه اش یافت. پس فرمود:« یابن خطاب اتراک محرقا علی بابی؟! قال نعم.» (تاریخ ابی الفداء ج 1 ص 156./عقدالفرید، ابن عبدربه ج 3 ص 64 چاپ مصر./کنز العمال ج 13 ص 140 که همین موضوع را تایید می کند./انساب الاشراف ج 1 ص 586حدیث 1184./اسماعیل عماد الدین در کتاب (( المختصر فی اخبار البشر )) ج 1 ص 156 چاپ مصر( یابن خطاب! آیا من نظاره گر باشم و حال آنکه تو در خانه ام را بر من به آتش می کشی؟ عمر گفت: بلی . اسامی تعدادی از افراد كه به خانه فاطمه الزهرا (س) هجوم آوردند. «عمربن خطاب، خالدبن ولید، عبدالرحمن بن عوف، ثابت ابن عمیس شماس، زید بن لبید، سلمة بن سالمة بن وقش، زیدبن ثابت، اسیربن حضیر» علمای اهل سنت نوشته اند: همه افراد داخل خانه بیرون آمدند مگر علی كه گفت : من قسم خورده‌ام كه در خانه بمانم تا قرآن را جمع‌آوری كنم. عمر قبول نكرد ولی اعتراض فاطمه باعث شد تا عمر برگردد. او برگشت و ابوبكر را تحریك كرد تا پیگیر مسئله باشد و او قنفذ غلام خود را چندین بار دنبال علی فرستاد ولی جواب منفی شنید. بالاخره عمر با جمعی از مردم به خانه فاطمه رفتند. تا فاطمه صدای آنها را شنید، ناله كرد. ای پدر، یا رسول الله، بعد از تو عمر بن خطاب و ابوبكر بن ابی قحافه چگونه با ما رفتار می‌كنند. عقدالفرید، ج 28 ص 322 و ج 3 ص 163/تاریخ ابن شحنه، ج7 ص 164./الامامه و السیاسة، ج 1 ص 13./اعلام النساء، ج 3 ص 1207./شرح نهج‌البلاغه ابن ابی الحدید، ج 1 ص 134 و ج 2 ص 19./اثبات الوصیه مسعودی ص 123/الملل و النحل ج 1 ص 57 چاپ بیروت که عقیده نظام را در این رابطه بیان کرده است. عمر به خانه علی و فاطمه رسید و آنها را صدا زد اما آنها اعتنایی نكردند و از خانه خارج نشدند. عمر هیزم خواست و گفت : سوگند به خدایی كه جان عمر در دست اوست یا بیرون می‌آیید و یا خانه را با اهلش به آتش می‌كشم.به عمر گفتند: یا اباحفص! فاطمه در این خانه است، حتی اگر فاطمه داخل خانه باشد؟ عمر جواب داد. اگر چه فاطمه باشد و نیز مقاتل ابن عطیه می‌نویسد : هنگامی كه ابوبكر از مردم با تهدید بیعت گرفت، عمر، قنفذ و جماعتی را به سوی خانه علی و فاطمه فرستاد و عمر بر خانه فاطمه هیزم جمع كرد و در خانه را آتش زد. اعلام النساء عمر رضا كحاله چاپ بیروت در قسمت حرف فاء ذیل نام فاطمه/الریاض النضره محب طبری ج 1 ص 167 و 341./ تاریخ الخمیس دیار بكری ج 1 ص 178./الامامه و السیاسه ابن قتیبه ج 1 ص 12./ الامه و الخلافه مقاتل ابن عطیه ص 160 در روایات اهل سنت آمده است که:. . . تا آنکه( عمر و اصحابش ) پشت درب خانه فاطمه جمع شدند و دق الباب کردند. پس چون مردم صدای فریاد و گریه فاطمه را شنیدند در حالی که گریه می کردند متفرق شدند لکن عمر و اصحابش همانجا ماندند پس علی را با زور از خانه خارج کرده و او را به طرف ابوبکر کشاندند پس به او گفتند بیعت کن! علی گفت: اگر بیعت نکنم چه می کنید؟ گفتند: اگر بیعت نکنی به خدایی که جز او خدایی نیست گردنت را خواهیم زد؟! الامامه و السیاسه، ابن قتیبه ج1 ص 13./اعلام النساء، عمررضا كحاله ج 4 ص 115./انساب الاشراف بلاذری ج 1 ص 587./اثبات الوصیه مسعودی ص 142./شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی ج 6 ص 48./السیره النبویه ابن کثیر ج 4 ص 495./السقیفه و الخلافه عبدالفتاح عبدالمقصود ص 15. ابن ابی دارم که ذهبی وی را ( الامام الحافظ الفاضل . . کان موصوفا بالحفظ و المعرفه) خوانده، نقل کرده است:« ان عمر رفس فاطمه حتی اسقطت بمحسن» (سیر اعلام النبلاء ج 15 ص 578/اثبات الوصیه مسعودی ص 142 تحت عنوان حکایه السقیفه( عمر لگدی بر حضرت زهرا زد تا محسن سقط گردید. و او این حدیث را مورد تقریر و تایید خود قرار داده است. علت شهادت حضرت محسن ضربه قتفذ و برخی از جاها ضربه عمر ذکر شده است:ابن شهرآشوب سروی نقل می کند: فرزندان فاطمه عبارتند از حسن و حسین و زینب و ام کلثوم و همانا محسن که از ضربه قنفذ عدوی کشته شد. مسعودی در اثبات الوصیه می نویسد: آنان در هجوم به خانه فاطمه سیده زنان را در پشت درب چنان فشار دادند که محسن را سقط کرد.و نظام معتزلی معتقد است که بدون شک عمر در روز بیعت چنان فاطمه را زد که محسن را از شکم انداخت. کتاب المناقب ج 3 ص 132 به نقل از کتاب (( المعارف )) ابن قتیبه دینوری/اثبات الوصیه مسعودی ص 142./(( الملل و النحل )) شهرستانی ج 1 ص 57 چاپ بیروت./ذهبی در کتاب المیزان الاعتدال ج 1 ص 139 رقم 552./صفدی در الوافی بالوفیات ج 6 ص 17./الاسفرائینی التمیمی در الفرق بین الفرق ص 107./الحمویی الجوینی الشافعی در فرائد السمطین ج 2 ص 35./ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه ج 14 ص 192 چاپ بیروت. علمای اهل سنت نقل کرده اند که حضرت زهرا فرمودند: آنان(ابوبکر و عمر) جرمی مرتکب شدند که خدا خود بازخواستشان می کند و آنان را به حساب می کشد. تاریخ خلفا ابن قطیبه ج 1 ص 19.و از دیگر مطالبی که گواه خشم و غضب حضرت فاطمه بر ابوبکر و عمر و . . . می باشد خطبه ایشان در مسجد است که فرمودند: ای پسر ابوقحافه(ابوبکر) آیا در کتاب خداست که تو از پدرت ارث ببری و من از پدرم ارث نبرم! عجب افترای بزرگی و چه بدعتی است که در دین می گذاری؟ به زودی خواهید دید که هر خبری را جایگاهی و هر مظلومی را پناهی خواهد بود. بلاغات النساء ابوالفضل احمد ابن ابی طاهر متولد 204 ص 23 و 24 چاپ بیروت./ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 4 ص 78./المناقب احمد ابن موسی که سند آن منتهی به عایشه است./السقیفه ابوبکر احمد بن عبدالعزیز جوهری که به سندهای مختلف این خطبه را نقل کرده است.در کتاب المعارف ابن قتیبه آمده است که محسن به سبب زخمی که از قنفذ وارد شد قبل از تولد از دنیا رفت ابن شهر آشوب هر چند از علمای بزرگ شیعه است ولیکن جمعی از بزرگان رجالیین اهل سنت وی را توثیق نموده اند . از جمله صفدی در شرح حال ایشان در الوافی بالوفیات می نویسد : « صدوق اللهجة ملیح المحاورة واسع العلم كثیر الخشوع والعبادة والتهجد لا یكون إلا على وضوء. أثنى علیه ابن أبی طی فی تاریخه ثناء كثیر.توفی سنة ثمان وثمانین وخمس مائة » (الوافی بالوفیات ج2 ، ص 7 ) ذیل ترجمه : رشید الدین المازندرانی الشیعی محمد بن علی بن شهراسوب - الثانیة سین مهملة - أبو جعفر السروری المازندرانی .همچنین ذهبی در تاریخ الإسلام در حوادث سال 588 که سال وفات ابن شهر آشوب است کلمات ابن ابی طی را در توثیق ایشان نقل نموده و همچنین ابن حجر عسقلانی در لسان المیزان شرح حال شماره 7889 کلمات ابن ابی طی را در توثیق ایشان نقل کرده است. ذهبی در شرح حال « احمدبن محمد السری »می گوید : رجل یقرأ علیه انّ عمر رفس فاطمة حتّى أسقطت بمحسن. (میزان الإعتدال ترجمه 551 « احمد بن محمد السری بن یحیی بن أبی دارم المحدث » ج 1 ، ص 283 ؛ لسان المیزان: ترجمه 824 ، احمد بن محمد ج1 ، ص 268) شخصی روایت برای وی خواند که عمر چنان به فاطمه لگد زد که محسن را سقط کرد .صفدى می گوید :انّ عمر ضرب بطن فاطمة یوم البیعة حتّى ألقت المحسن من بطنها. (الوافى بالوفیات: ج 5 ، ص347).عمر در روز بیعت به شكم فاطمه فشار آورد تا اینکه محسن را از شکم وی انداخت .جوینی « استاد ذهبی » از رسول خدا(ص)اینگونه روایت می کند : و إنّی لمّا رأیتها ذکرت ما یصنع بها بعدی ، کأنّی بها و قد دخل الذّل فی بیتها و انتُهکَت حُرمتُها و غُصِبَ حقّها و مُنِعَت إرثها و کسر جنبها و أسقطت جنینها و هی تنادی یا محمداه فلا تجاب ...... فتکون أوّل من تلحقنی مِن اهل بیتی فتقدم علیّ محزونة مکروبة مغمومة مقتولة.(فرائد السمطین ج2 ، ص 34 و 35 ) من هر زمان او را می بینم یاد آن چیزی می افتم که بعد از من با وی رخ خواهد داد . انگار که من او را می بینم که ذلت در خانه وی داخل شده است وحرمتش شکسته شده است و حقش غصب گردیده است و از ارثش محروم گردیده است و پهلویش شکسته شده است و فرزند در شکمش سقط شده است در حالیکه صدا می زند یا محمداه! ولی کسی جواب وی را نمی دهد ... پس او اولین کسی که از خانواده ام به من خواهد پیوست . پس به نزد من می آید در حالیکه اندوهگین و سختی کشیده و غمگین است و کشته شده است .مدارک دیگری از کتب اهل سنت که اقرار به سقط محسن(ع) می کنند: حافظ جمال الدین مزّی متوفاى 742 هـ ق گفته است: محسن [ع] درج سقطاً. محسن سقط گردیده است.تهذیب الكمال، ج 20، ص479 / مسعودى شافعی در اثبات الوصیه می‌گوید:وضغطوا سیّدة النساء بالباب حتّى أسقطت محسناً.سیده زنان عالم را میان درب خانه مورد فشار قرار دادند تا این‌كه محسنش سقط گردید.اثبات الوصیة، مسعودى، ص 143 تقی الدین سُبکی در کتاب طبقات الشافعیه می‌گوید مسعودی از علمای شافعی است.الطبقات الشافعیة ج 3، ص 456 و 457، رقم 225، چاپ دار احیاء الکتب العربیة ذهبی در شرح حال ابن ابی دارم می‌گوید: كان مستقیم الامر عامة دهره، ثم فی آخر أیامه كان أكثر ما یقرأ علیه المثالب، حضرته ورجل یقرأ علیه أن عمر رفس فاطمة حتى أسقطت محسنا.ابن ابی دارم شخصی بود كه در طول عمر خود با رعایت اعتدال زندگی كرد، ولی در آخرین روز‌های عمرش بیشترین چیزی كه برای او خوانده می‌شد روایات مثالب (عیوب) بود. او حضور داشت و برای او این روایت خوانده شد: «عمر به پهلوی فاطمه لگد زد و محسنش را سقط نمود.سیر أعلام النبلاء، ج 15، ص 578 ـ میزان الإعتدال، شرح حال 551 احمد بن محمد السری بن یحیی بن أبی دارم المحدث» ج 1، ص 283ـ لسان المیزان، شرح حال 824 احمد بن محمد ج1، ص 268 نظّام می‌گوید:إنّ عمر ضرب بطن فاطمة یوم البیعة حتّى ألقت المحسن من بطنها.عمر در روز بیعت به شكم فاطمه ضربه وارد كرد تا این كه محسن كه در شكم او بود سقط گردید.الوافى بالوفیات، ج 5، ص347 ـ الملل والنحل، شهرستانی، ج 1، ص 57 هم‌چنین ابن قتیبه این موضوع را ذكر كرده ولی دست‌های خیانت كار آن را در سال‌های اخیر حذف نموده‌اند. به این کلام ابن قتیبه كه در کتاب‌های شیعه و سنی آمده است توجه كنید:أن فاطمة علیها السلام أسقطت بعد النبی ذكراً كان سماه رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم محسناً.فاطمه سلام الله علیها بعد از پیامبر اكرم فرزند پسری را سقط نموده است كه آن حضرت‌ او را محسن نامیده بوده است.اما این مطلب را دیگر هیچ‌ یك از علمای اهل نقل ذكر نكرده‌اند. كفایة الطالب الكنجی الشافعی ص 411 ط الحیدریة النجف الأشرف باب فی ذكر عدد أولاده علیه السلام اكنون می‌بینیم كه کتاب ابن قتیبه را تحریف نموده و به جای آن عبارت زیر را ‌آورده‌اند:و أما محسن بن علی فهلك و هو صغیر.و اما محسن بن علی در در زمانی كه كودك خردسالی بود از بین رفت.المعارف، ابن قتیبه، ص 211 الملطی شافعی متوفاى 377 هـ ق در كتاب: التنبیه والرد، ص 25 و 26 / العقاد وغیر او در كتاب: فاطمة الزهراء علیها السلام و الفاطمیون، ص 68 / العمری نسابه متوفاى 490 هـ ق در كتاب المجدی در كتاب: أنساب الطالبیین، ص 19. ابن أبی الحدید متوفاى 656 هـ ق در شرح نهج البلاغه، ج 2، ص60/ مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول صلى الله علیه وآله وسلم الفصل 11 در باره فرزندان آن حضرت‌ علیه السلام ص 62، و از او در كتاب كشف الغمه، ج 1،ص 441. /الحسنی فاسی مكی متوفاى 832 هـ ق گفته است:والذین لم یعقبوا محسن، درج سقطاً.و فرزندانی كه بعد از محسن به دنیا نیامدند، زیرا محسن سقط گردید.العقد الثمین فی أخبار البلد الأمین، ج 6، ص 203 ابراهیم طرابلسی حنفی متوفاى 841 هـ ق در كتاب الشجرة التی صنعها للناصر واستنسخت لخزانة صلاح الدین الأیوبی گفته است: محسن بن فاطمة(ع) أسقط. وقیل درج صغیرا والصحیح إن فاطمة أسقطت جنیناً.محسن فرزند فاطمه علیهما السلام سقط گردیده است. و بعضی گفته‌اند: او در خردسالی از دنیا رفته است. اما صحیح آن است كه فاطمه او را سقط نموده است. مأساة الزهراء، ج 2، ص 131ـ عن أولاد الإمام علی، ص 46 صفوری شافعی متوفاى 894 هـ ق گفته است:أولاد فاطمة خمسة: الحسن والحسین والمحسن كان سقطاً.فرندان فاطمه پنج تن هستند: حسن و حسین و محسن كه سقط گردیده است.نزهة المجالس، ج 2، ص194، چاپ دار الجیل، ص 579 امام جمال الدین یوسف مقدسی متوفاى 909 هـ ق گفته است:محسن، قیل: سقط، وقیل: بل درج صغیرا، والصحیح أن فاطمة (علیها السلام) أسقطته جنیناً.در باره محسن گفته‌اند: سقط شده است، و قولی هم گفته است: در خرد سالی از دنیا رفته است، اما قول صحیح آن است كه فاطمه علیها السلام، او را سقط نموده است. الشجرة النبویة فی نسب خیر البریة، ص 60، چاپ دمشق. / محمد الصبان متوفاى 1206هـ ق گفته است: ولدت فاطمة (علیها السلام)،... والمحسن، وأما المحسن فأدرج سقطاً.... و اما محسن سقط گردیده است.إسعاف الراغبین، با حاشیه نور الابصار، ص 93/ شیخ حسن عدوی حمزاوی (ق 13) گفته است:وأما المحسن فأدرج سقطا. ... و اما محسن سقط گردیده است.مشارق الأنوار فی فوز أهل الاعتبار، ص 133 و نیز در کتب مختلف اهل سنت نقل شده است که: فوجدت فاطمه علی ابی بکر فی ذلک فهجرته فلم تکلمه حتی توفیت . . . فاطمه بر ابوبکر غضب نمود. پس با وی قهر کرد و با او سخنی نگفت تا وفات کرد. بخاری ج 5 ص 177 چاپ احیاء التراث وج 3 ص 38 کتاب المغازی و نیز در ج 2 ص 504 کتاب الخمس مشابه همین عبارت آمده است./سنن الکبری بیهقی ج 6 ص 300 چاپ بیروت./و نیز در کتاب مسلم ج 4 ص 30 کتاب الجهاد و السیر مشابه همین آمده است. و ج 1 ص 72 و ج 5 ص 153/کفایه الطالب گنجی شافعی ص 225./تیسیر الوصول الی جامع الاصول شیبانی ج 1 ص 209./الکامل فی التاریخ ابن اثیر ج 2 ص 126./تاریخ الرسل و الملوک ج 2 ص 448./شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 1 ص 122./مروج الذهب مسعودی ج 2 ص 144./تنبیه و الاشراف ص 250./الصواعق المحرقه ابن حجر الهیثمی ج 1 ص 12./ الاستیعاب ابن عبد البر ج 2 ص 144./تاریخ الخمیس الدیار البکری ج 1 ص 193./الامامه و السیاسه ابن قتیبه ج 1 ص 14./البداء و التاریخ المقدسی ج 5 ص 66 ابن قتیبه در الامامه و السیاسه ص 14 می نویسد حضرت زهرا خطاب به ابوبکر فرمودند: و الله لأدعون علیک فی کل صلاه أصلیها به خدا سوگند در هر نمازی که بخوانم تو را نفرین می کنم. و نیز علمای اهل سنت در کتب خودشان نقل کرده اند که حضرت زهرا خطاب به آن دو نفر فرمودند: إنی أشهد الله و ملائکته أنکما أسخطتمانی و ما أرضیتمانی لئن لقیت النبی لأشکونکما خداوند و ملائکه او را شاهد و گواه می گیرم که شما دو نفر(ابوبکر و عمر) مرا به غضب آوردید و رضایت مرا فراهم نکردید. اگر پیامبر را ملاقات کنم از شما شکایت خواهم کرد. الامامه و السیاسه ابن قتیبه ص 14./کفایه الطالب گنجی شافعی باب 99. و باز علمای اهل سنت نقل کرده اند که: فلما توفیت دفنها زوجها علی لیلا و لم یوذن بها ابابکر و صلی علیها هنگامی که فاطمه وفات کرد همسرش او را شبانه دفن کرد و ابوبکر را خبردار نکرد و به او اجازه خواندن نماز بر او را نداد. و در کتابهای دیگر که آدرس داده می شود باز یا مشابه و یا عین همین مطلب نقل شده است. کتاب بخاری ج 3 ص 36 و ج 5 ص 9 و ج 7 ص 87../کتاب مسلم ج 3 ص 1380 چاپ مصر./المصنف حافظ عبدالدین محمد بن ابی شیبه ج 4 ص 141./شذرات الذهب ابی فلاح الحنبلی ج 1 ص 15 چاپ قاهره./الثغور الباسمه سیوطی ص 15 چاپ بمبئی./تاریخ ابی ذرعه عبدالرحمان بن عمرو الدمشقی ج 1 ص 290 چاپ دمشق./شرح نهج البلاغه این ابی الحدید ج 6 ص 50./تاریخ یعقوبی ج 2 ص 115./اکمال الرجال خطیب تبریزی ص 735 چاپ دمشق./انسان العیون الشهیره بالسیره الجلیه شیخ علی ابن برهان الدین شافعی ج 3 ص 361 چاپ قاهره./سنن الکبری بیهقی ج 4 ص 29 چاپ حیدر آباد./مقتل الحسین ابوالموید موفق ابن احمد ص 83./مجمع الزوائد الهیثمی ص 211./طبقات الکبری ابن سعد ذهبی ج 2 ص 128 چاپ بیروت./تهذیب الاسماء حافظ النوری ج 2 ص 353./حلیه الاولیاء ابی نعیم اصفهانی ج 2 ص 42 چاپ مصر. متقی هندی می گوید ابوبکر گفت: ای کاش به خانه فاطمه حمله ور نشده بودم و آنجا را به حال خود وا می گذاشتم اگر چه علیه من پیمان جنگ می بستند. و در آدرس هایی که در پایین می آوریم مشابه همین عبارات و یا عین عبارات ایوبکر ذکر شده است. کنز العمال ج 5 ص 631./تاریخ الامم و الملوک ابن جریر طبری ج 2 ص 619./ مروج الذهب مسعودی ج 2 ص 194./المعجم الکبیر طبرانی ج 1 ص 62./شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 2 ص 47./ازاله الخلفاء دهلوی هندی ج 2 ص 29./میزان الاعتدال ذهبی ج 2 ص 215./لسان المیزان ابن حجر عسقلانی ج 4 ص 219./الامامه و السیاسه ابن قتیبه دینوری ج 1 ص 18./10-الاموال حافظ ابوعبید ص 194 .شب نامه اهل سنت و شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها همه ساله در ایام فاطمیه در استانهای سنی نشین در جهت تبرئه عمربن الخطاب از ننگ قتل دختر پیامبر(ص) و آتش زدن خانه وحی به اقدامی مذبوحانه روی می آورند و به انتشار شب نامه پرداخته القای شبهه می کنند. در یکی از این موارد آمده : تقلید كوركورانه را بگذارید و به تبلیغات تاجران بازار مذاهب و تعصب توجه نكنید خودتان به میدان تحقیق در آیید وحق را ازباطل تشخیص دهید). چرا حضرت علی (ع) در آن صحنه هیچ واكنشی از خود نشان نداد ؟ مفسر اهل سنت آلوسی در تفسیرش ج3ص124 در این باره می‌نویسد : عمر با غلاف شمشیر به پهلوی مبارک فاطمه و با تازیانه به بازویش زد. فاطمه، صدا زد : « یا ابتاه » علی (ع) ناگهان از جا برخاست وگریبان عمر را گرفت و بر زمین زد و بر بینی و گردنش کوبید.ثانیاً: برفرض اینكه واكنشی نشان نداده است ، به همان دلیلی بوده كه پیامبر اسلام (ص) در مكه ، در قبال، شكنجه صحابه و حتی قتل سمیه مادر عمار یاسر واكنش نشان نداد. ثالثاً: وقتی یاران رسول خدا به خانه عثمان ریختند و متعرض همسر او شده(دست به باسن همسرش بردند) و حتی دست او را با شمشیر قطع كردند ، عثمان هم هیچ واكنشی از خود نشان نداد با اینکه کشته شدنش قطعی بود. چرا بعد از شهادت همسر خود فاطمة(س)انتقام او را نگرفت یا به فكر انتقام نبود؟ به همان دلیلی كه پیامبر(ص) از ابوبکر و عمر و ده صحابی دیگر كه قصد ترور آن حضرت را داشتند انتقام نگرفت. با اینكه طبق نقل صحیح مسلم ج 8 ص 123 «اثنى عشر منهم حرب لله ولرسوله فی الحیاة الدنیا ویوم یقوم الاشهاد»اسامی آورده شود دوازده نفر آنان محارب خدا و پیامبر در دنیا وآخرت بودند، پیامبر(ص) در پاسخ حذیفه و عمار كه تقاضای قتل تروریستها را كردند، فرمود: به صلاح نیست كه شایع كنند كه پیامبر اصحاب خود را به جرم تروریست بودن می كشد. «أكره أن یتحدّث الناس أنّ محمداً یقتل أصحابه» (تفسیر ابن كثیر ج 2 ص 323. ) ثانیاً : پیامبر اسلام بعد از فتح مكه ، از وحشی قاتل حضرت حمزه ، انتقام نگرفت ، علی (ع) نیز از سنت پیامبر اسلام (ص) پیروی كرد. چرا با قاتلان دختر رسول خدا ص میانه خوبی داشت ؟ علی (ع) نه تنها با قاتلان فاطمه (س) میانه خوبی نداشت ؛ بلكه در صحیح‌ بخاری آمده كه حضرت علی دوست نداشت چهره عمر را ببیند«كَرَاهِیَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ » و همچنین ابوبكر را استبدادگر می دانست : «وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَیْنَا بِالأَمْرِ» صحیح بخاری: 5/82 ، ح4240 .چرا همواره از عمر تعریف و تمجید می‌كرد ؟اولاً : آنچه كه به علی (ع) نسبت می دهند كه در در خطبه 228 نهج البلاغه از عمر تعریف كرده درست نیست و نامی از عمر در خطبه نیست ، بلكه صبحی صالح ، از علمای اهل سنت می‌گوید مراد یكی از اصحاب علی (ع) است.نهج البلاغة ، صبحی صالح ، خطبه 228 ، ص 350 .ثانیا ً: علی (ع) در خطبه سوم نهج البلاغه، عمر را مجموعه‏اى از خشونت، سختگیرى، اشتباه و پوزش طلبى می داندو میگوید: سوگند به خدا مردم در حكومت دومى، در ناراحتى و رنج مهمّى گرفتار آمده بودند، و دچار دو رویى‏ها و اعتراض‏ها شدند،و من در این مدت طولانى محنت‏زا، و عذاب آور، چاره‏اى جز شكیبایى نداشتم. ثالثاً : بنا به نقل صحیح مسلم نظر امام علی (ع) در باره ابوبكر و عمر این بود كه آنان دروغگو ، گناه‌كار ، حیله‌گر و خیانت‌كار بودند .صحیح مسلم : ج 5 ص 52 ح 4468. چرا حضرت علی حتی در ایام خلافت و حكومت خود هیچ‌گاه از شهادت همسر خود توسط عمر یادی نكرد ؟ اولاً: در خطبه 203 نهج البلاغه آمده كه علی (ع) به هنگام دفن زهرا (س) فرمود: أَمَّا حُزْنِی فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَیْلِی فَمُسَهَّدٌ از این پس اندوه من جاودانه، و شبهایم، شب زنده دارى است، تا آن روز كه نزد خدا بروم .ثانیاً: علی (ع) در دوران حكومتش نزد سلیم بن قیس از شهادت حضرت زهرا یاد كرد و فرمود: فاطمه (س) از دنیا رفت در حالى كه اثر تازیانه در بازویش مانند بازوبند باقى مانده بود. كتاب سلیم بن قیس ، ص674 .ثالثاً: ابن عباس می‌گوید:علی (ع) در جنگ صفین از كتابى كه به املای پیامبرو به خط خودش بود برایم خواند كه چگونه زهرا علیها السّلام شهید مى‏شود.كتاب سلیم بن قیس الهلالی ، ص915 .6. چرا حضرت علی (ع) سه تن از فرزندان خویش را به نام‌های ابوبكر ، عمر ، عثمان نامگذاری كرد ؟ اولاً : این نام‌ها آن زمان مرسوم بود، ابن حجر عسقلانی در الإصابة نام 21 نفر از صحابه را می‌آورد كه اسم آن‌ها عمر و 26 نفر عثمان و سه نفر ابوبكر بوده .ثانیاً : نام برخی از اصحاب ائمه (ع) ، یزید بن حاتم ، یزید بن عبد الملك ، یزید بن عمر بن طلحه و ... . آیا آن‌ها به خاطر علاقه به یزید بن معاویه ، بود؟ ثالثاً : ابوبكر كه كنیه یكی از فرزندان علی (ع) هست ، نام او محمد بوده.التنبیه والاشراف ص 297، الارشاد ج 1 ص 354 . و حضرت به خاطر علاقه خود به عثمان بن مظعون ، نام فرزندش را عثمان گذاشت.مقاتل الطالبیین ، ص 55 و تقریب المعارف ، ص 294.و عمر بن الخطاب به دلیل خشونت ذاتی كه داشته ، نام فرزند علی (ع) را همنام خود قرار داد. وكان عمر بن الخطاب سمّى عمر بن علیّ بإسمه . أنساب الأشراف ج 1 ص 192، تهذیب التهذیب ج 7 ص 427. هم چنین نام تعدادی از مسلمانان را نیز تغییر ‌داد.اسدالغابة ج 3 ص 284، طبقات ج 6 ص 76 ، الاصابة ج 5 ص472.رابعاً : اگر نامگذاری نشانه روابط خوب هست ، چرا خلفاء هیچ کدام از فرزندان خود را علی وحسن و حسین (ع) نامگذاری نكردند. راستی چرا حضرت علی دختر خود به نام ام كلثوم را از همان همسر شهیدش بدنیا آمده بود ، به نكاح قاتل همسر خود درآورد ؟ اولاَ: وقتی علی (ع) از دادن دخترش به عمر مخالفت كرد، عمر به عباس عموی پیامبر گفت اگر علی به من دختر ندهد دو نفر را وادار می كنم كه به دروغ شهادت دهند كه علی دزدی كرده و دستش را قطع می كنم و چاه زمزم (از افتخارات بنی هاشم)را پر می کنم. كافی ، ج 5 ، ص 346 . ثانیاً: هیثمی از علمای بزرگ اهل سنت نوشته اشت: در برابر اعتراض عقیل به این ازدواج ، علی (ع) خطاب به عباس فرمود: درة عمر أحرجته الی ماتری خشونت عمر باعث این كاری كه می بینی گردید. مجمع الزوائد ج 4 ص 272، معجم كبیر ج 3ص45. ثالثاً: علمای اهل سنت نوشته اند: عمر بن خطاب قبل از ازدواج با ام كلثوم ، ساق پایش را لمس می‌كند و او را در بغل گرفت و بوسید. و ام كلثوم از این كار زشت، عصبانی شد و به وی گفت: اگر تو خلیفه نبودی، دماغت را می شكستم، چشمت را كور می كردم. الاصابه، ابن حجر: 8/464 و سیر أعلام النبلاء، ذهبی:3/501. تاریخ بغداد، الخطیب البغدادی، ج 6، ص 180. سبط ابن جوزی از علمای اهل سنت می گوید: وهذا قبیح والله، ثمّ بإجماع المسلمین لایجوز لمس الأجنبیّة فكیف ینسب عمر إلى هذا ؟ به خدا سوگند این كاری كه از عمر نقل می كنند، قبیح است دست زدن به دختر نامحرم حرام است. تذكرة خواص الأمة : 321. چرا حضرت امام حسن و امام حسین (ع) مادام العمر از شهادت مادرشان توسط عمر یادی نكردند؟ اولاً:‌ امام حسن (ع) در مناظره‌ای كه با معاویة و دار و دسته وی داشت ، خطاب به مغیرة بن شعبة فرمود: تو همان هستى كه فاطمه دخت گرامى رسول خدا (ص) را كتك زدى ؛ تا آنجا كه خون آلود شد و فرزندی كه در رحم داشت سقط كرد. احتجاج طبرسی ، ج1، ص 278. ثانیاً: امام حسین (ع) نقل می كند كه امام علی (ع) در هنگام دفن فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمود :بر این مصیبت بزرگ همچون مادرى كه فرزند از دست داده مى‏نالیدم . یا رسول الله ! در محضر خداوند دخترت مخفیانه به خاك سپرده شد، حقّش را به زور گرفتند ، و آشكارا از ارث خود محروم گشت، و حال آن كه هنوز از رحلت تو دیرى نپائیده و یاد تو فراموش نگشته است .الكافی ج 1 ص 458 و الأمالی ، المفید - ص 282 . ثالثاً: آیا در عصری كه عمر بن خطاب به بهانه جلوگیری از گریه بر میت تازه گذشته ، شبانه و بدون اجازه وارد خانه مردم می‌شود و زن‌ها را كتك زده و حجاب از سر آن‌ها بر می‌دارد ، می‌توان مجلس عزاداری برپا كرد؟ المصنف ، عبد الرزاق ج 3 ، ص 557 . چرا مردم مدینه در قبال قتل دختر پیامبر ص سكوت كرده و هیچ اقدامی نكردند؟ اولاً: آیا عمل مردم مدینه ملاك حقانیت است یا عمل امیر المؤمنین (ع) ؟پیامبر اكرم (ص) فقط در حق علی فرموده : علی مع الحق والحق مع علی علی با حق و حق با علی است. تاریخ بغداد:14/322 ومجمع الزوائد :7/237. ثانیاً: مگر مردم مدینه نبودند كه در برابر كشتن عثمان و تعرض به همسر او عكس العملی از خود نشان ندادند واجازه ندادند جنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن كنند و مجبور شدند او را در قبرستان یهود دفن كنند تا معاویه در زمان حكومتش قبرستان یهود را به قبرستان بقیع متصل ساحت. تاریخ طبری ج 3 ص 468 و438. چرا شما تا چند سال پیش از جریان شهادت بی خبر و فراموش بودید و الآن بیادتان آمد؟ تقویم‌های پیش 1372 . اولاً : جوینی از علمای اهل سنت و استاد مورد تأیید ذهبی از رسول اكرم (ص) قضیه غصب حق فاطمه زهرا و شكستن پهلوی آن حضرت وسقط محسن او و شهید نمودن آن بزرگوار را نقل می كند. فرائد السمطین ، ج2 ، ص34 و35 .ثانیاً : حضرت علی (ع) به هنگام دفن فاطمه (س) فرمود: وَ سَتُنْبِئُكَ ابْنَتُكَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِهَا . به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امّت تو چگونه در ستمكارى بر او اجتماع كردند، از فاطمه علیها السّلام بپرس، و احوال اندوهناك ما را از او خبر گیر، كه هنوز روزگارى سپرى نشده، و یاد تو فراموش نگشته است. نهج البلاغه خطبه 202. ثالثاً: در بند 8 سخن امام حسن و حسین (ع) در باره شهادت حضرت زهرا نقل شد. رابعاً: كلینی از امام كاظم (ع) نقل می كند كه فرمود: إِنَّ فَاطِمَةَ (علیها السلام ) صِدِّیقَةٌ شَهِیدَةٌ ...فاطمه صدیقه و شهیده بود.كافی ج1، ص 458 .خامسا: شهرستانی ، از علمای اهل سنت می‌نویسد :عمر در روز بیعت به شکم فاطمه ( علیها السلام) ضربه زد که منجر به سقط شدن نوزاد وی از شکمش شد . عمر ، فریاد می زد این خانه را با هر که در آن است به آتش بکشید ؛ و در خانه به جز علی و فاطمه و حسن و حسین کسی نبود الملل والنحل ، شهرستانی ، ص83 .سادساً: ابن تیمیه حرانی ، قضیه هجوم به خانه فاطمه را قبول می‌كند ولی با توجه به عنادی كه دارد به فكر توجیه آن بر می آید. منهاج السنة ، ج4 ، ص220 ...
درباره ما
مرد غسال به جسم و سر من خرده مگیر
سالیانیست که از داغ حسین لطمه زنم
سر قبرم چو بخوانند دمی روضه شام
سر خود با لبه ی سنگ لحد می شکنم
نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
تالار گفتمان فاطمیون
تاریخ روز
مطالب اخیر وبگاه
  منظور از ام المؤمنین 2 +سند

خداوند در قرآن كریم به صراحت همسران رسول خدا صلى الله علیه وآله را مادران مؤمنان معرفى كرده است، آن جا كه مى‌فرماید:

النَّبِیُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ. الأحزاب/6. پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران آنها [مؤمنان‏] محسوب مى‏شوند.

این كه همسران رسول خدا مادران مؤمنان هستند، امرى است قطعى و از ویژگى‌هاى رسول خدا صلى الله علیه وآله است؛ اما سؤالى كه این جا پیش مى‌آید این است كه «ام المؤمنین» بودن به چه معنا است و چه احكامى بر آن مترتب مى‌شود؟

حرمت ازدواج، تنها معنای «ام المؤمنین»

بدیهى است كه تشبیه آنان به مادران مؤمنین، تشبیه به برخى از آثار مادرى است و شامل همه آثار آن نشده و تمام احكام، حقوق و ضوابطى كه بر مادر واقعى هر فرد حكمفرما و جارى است، شامل آنان نمى‌شود؛ از جمله محرمیت طرفینى، ارث بردن از یكدیگر، ازدواج با دخترى كه از همسر قبلى دارد و...

واضح است كه كسى نمى‌تواند ادعا كند كه همسران پیامبر با همه مؤمنان محرم هستند و تمام احكام و آثار محرمیت بین آن‌ها برقرار است و نیز نمى‌تواند ادعا كند كه مؤمنان از همسران پیامبر ارث مى‌برند و آن‌ها نیز از تمام مؤمنان ارث خواهند برد و...

تنها اثرى كه با روایات و شواهد تاریخى قطعى ثابت شده است، حرمت ازدواج با خود آن‌ها بعد از رسول خدا صلى الله علیه وآله است و بیشتر از آن از آیه استفاده نمى‌شود.

ده‌ها نفر از بزرگان اهل سنت در ذیل آیه «وازواجه امهاتهم» به همین مسأله تأكید كرده‌اند كه ما به نقل دیدگاه برخى از آن‌ها بسنده مى‌كنیم:

محمد بن ادریس شافعى در كتاب الأم در این باره مى‌نویسد:

«النبی أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ من أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ» وقال: «وما كان لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ من بَعْدِهِ أَبَدًا» فَحَرَّمَ نِكَاحَ نِسَائِهِ من بَعْدِهِ على الْعَالَمِینَ لیس هَكَذَا نِسَاءُ أَحَدٍ غَیْرِهِ...

فَقَوْلُهُ «أُمَّهَاتُهُمْ» یَعْنِی فی مَعْنًى دُونَ مَعْنًى وَذَلِكَ أَنَّهُ لَا یَحِلُّ لهم نِكَاحُهُنَّ بِحَالٍ وَلَا یَحْرُمُ علیهم نِكَاحُ بَنَاتٍ لو كُنَّ لَهُنَّ كما یَحْرُمُ علیهم نِكَاحُ بَنَاتِ أُمَّهَاتِهِمْ اللَّاتِی وَلَدْنَهُمْ أو أَرْضَعْنَهُمْ....


«پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران آنها محسوب مى‏شوند» و خداوند فرموده: « و شما حق ندارید رسول خدا را آزار دهید، و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسرى خود درآورید» پس خداوند ازدواج با همسران رسول خدا صلى الله علیه وآله را بعد از آن حضرت بر جهانیان حرام اعلام كرده است و این حكم شامل زنان دیگران غیر از پیامبر نمى‌شود...

این گفته خداوند كه آن‌ها مادران مؤمنان هستند، شامل همه آثار و معانى «مادر» نمى‌شود و به این معنا است كه در هیچ حالى ازدواج با آن‌ها حلال نیست؛ اما ازدواج با دختران همسران پیامبر حرام نیست؛ در حالى كه ازدواج با دختر مادران خودشان كه او را به دنیا آورده یا شیر داده حرام است.


الشافعی، ابوعبد الله محمد بن إدریس (متوفاى 204هـ)، الأم، ج5، ص141، ناشر: دار المعرفة - بیروت، الطبعة: الثانیة، 1393هـ.
ام المومنین کیست

ابن ملقن شافعى در باره تقسیم بندى مادران و احكام اختصاصى هر كدام از آن‌ها مى‌نویسد:

قَالَ أَصْحَابنَا فالأمومة ثَلَاث وأحكامها مُخْتَلفَة.

أ - أمومة الْولادَة وَیثبت فِیهَا جَمِیع أَحْكَام الأمومة

ب - وأمومة أَزوَاجه عَلَیْهِ الصَّلَاة وَالسَّلَام وَلَا یثبت إِلَّا تَحْرِیم النِّكَاح

ج - وأمومة الرَّضَاع متوسطة بَینهمَا


اصحاب ما گفته‌اند كه مادران بر سه قسم هستند و احكام هر كدام نیز متفاوت است:

الف: مادرى كه شخص را به دنیا آورده است كه تمام احكام مادرى براى او ثابت است؛

ب: مادر بودن همسران پیامبر كه جز حكم حرمت ازدواج با آن‌ها چیزى دیگرى را ثابت نمى‌كند؛

ج: مادران رضاعى كه چیزى بین مادران واقعى و ام المؤمنین است


الأنصاری الشافعی، سراج الدین أبی حفص عمر بن علی بن أحمد المعروف بابن الملقن (متوفاى804هـ)، غایة السول فی خصائص الرسول (صلی الله علیه واله)، ج1، ص250، تحقیق: عبد الله بحر الدین عبد الله، ناشر: دار البشائر الإسلامیة - بیروت، 1414هـ - 1993م.

ام المومنین کیست

طبرى در تفسیر خود مى‌نویسد:

وَقَوْلُهُ {وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ} [الأحزاب: 6] یَقُولُ: وَحُرْمَةُ أَزْوَاجِهِ حُرْمَةُ أُمَّهَاتِهِمْ عَلَیْهِمْ، فِی أَنَّهُنَّ یَحْرُمُ عَلَیْهِنَّ نِكَاحُهُنَّ مِنْ بَعْدِ وَفَاتِهِ، كَمَا یَحْرُمُ عَلَیْهِمْ نِكَاحُ أُمَّهَاتِهِمْ.

این گفته خداوند كه «همسران پیامبر مادران مؤمنان هستند» یعنى حرمت همسران آن حضرت همانند حرمت مادران مؤمنان است، به این معنا ازدواج با آن‌ها بعد از وفات رسول خدا صلى الله علیه وآله براى مؤمنان حرام است؛ همان طورى كه ازدواج با مادران‌شان حرام است.

الطبری، أبو جعفر محمد بن جریر بن یزید بن كثیر بن غالب (متوفاى310)، جامع البیان عن تأویل آی القرآن، ج21، ص122، ناشر: دار الفكر، بیروت – 1405هـ

مراد از ام المومنین

محمد بن سعد در الطبقات الكبرى، از مسروق نقل كرده است كه:

عَنْ عَامِرٍ عَنْ مَسْرُوقٍ أَنَّ امْرَأَةً قَالَتْ لِعَائِشَةَ: یَا أُمَّهْ. فَقَالَتْ: لَسْتُ بِأُمِّكِ. أَنَا أُمُّ رِجَالِكُمْ.

زنى به عائشه گفت: اى مادر. عائشه جواب داد: من مادر تو نیستم، من مادر مردان شما هستم.

الزهری، محمد بن سعد بن منیع ابوعبدالله البصری (متوفاى230هـ)، الطبقات الكبرى، ج8، ص65 و 68، ناشر: دار صادر - بیروت.

ام المومنین كیست

و بیهقى در سنن كبراى خود مى‌نویسد:

باب ما خص به من أن أزواجه أمهات المؤمنین وأنه یحرم نكاحهن من بعده على جمیع العالمین قال الله جل ثناؤه: « النَّبِیُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» وقال: « وَما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً» الآیة.

13422 - أَخْبَرَنَا عَلِیُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدَانَ، أنبأ أَحْمَدُ بْنُ عُبَیْدٍ، ثنا ابْنُ أَبِی قِمَاشٍ، ثنا ابْنُ عَائِشَةَ، ثنا أَبُو عَوَانَةَ، عَنْ فراسٍ، عَنْ عَامِرٍ، عَنْ مَسْرُوقٍ، عَنْ عَائِشَةَ رَضِیَ اللهُ عَنْهَا أَنَّ امْرَأَةً قَالَتْ لَهَا: یَا أُمَّهْ، فَقَالَتْ: " أَنَا أُمُّ رِجَالِكُمْ لَسْتُ بِأُمِّكِ "


باب: ویژگى آن حضرت از این جهت كه همسران آن حضرت مادران مؤمنان هستند و ازدواج با آن‌ها بعد از وفات رسول خدا صلى الله علیه وآله بر تمام جهانیان حرام است؛ خداوند فرموده است: « پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران آنها [مؤمنان‏] محسوب مى‏شوند» و نیز فرموده است: « و شما حق ندارید رسول خدا را آزار دهید، و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسرى خود درآورید».

از مسروق از عائشه نقل شده است كه زنى به عائشه گفت: اى مادر ! عائشه در جواب گفت: من مادر مردان شما هستم، مادر تو نیستم.


البیهقی، أحمد بن الحسین بن علی بن موسی ابوبكر (متوفاى 458هـ)، سنن البیهقی الكبرى، ج7، ص69ـ70، ناشر: مكتبة دار الباز - مكة المكرمة، تحقیق: محمد عبد القادر عطا، 1414هـ - 1994.

ام المومنین

این روایت ثابت مى‌كند كه تنها معناى «ام المؤمنین» حرمت ازدواج با‌ همسران رسول خدا صلی الله علیه وآله است و معناى غیر از آن ندارد و گرنه معنا نداشت كه عائشه این مسأله را از زنان نفى نماید.

بسیارى از بزرگان اهل سنت از این روایت همین معنا را فهمیده و به آن استدلال كرده‌اند. حسین بن مسعود بغوى از او با عنوان «محیى السنة» یاد كرده‌اند در تفسیر آیه «ام المؤمنین» مى‌گوید:

قَالَ الشَّافِعِیُّ: تَزَوَّجَ الزُّبَیْرُ أَسْمَاءَ بِنْتَ أَبِی بَكْرٍ وَهِیَ أُخْتُ أُمِّ الْمُؤْمِنِینَ، وَلَمْ یَقُلْ هِیَ خَالَةُ الْمُؤْمِنِینَ، وَاخْتَلَفُوا فِی أَنَّهُنَّ هَلْ كُنَّ أُمَّهَاتِ النِّسَاءِ الْمُؤْمِنَاتِ؟ قِیلَ: كُنْ أُمَّهَاتِ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَمِیعًا. وَقِیلَ: كُنْ أمهات المؤمنین دون النساء. وروى الشَّعْبِیُّ عَنْ مَسْرُوقٍ أَنَّ امْرَأَةً قَالَتْ لِعَائِشَةَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا: یَا أُمَّهْ فَقَالَتْ لَسْتُ لَكِ بِأُمٍّ إِنَّمَا أَنَا أَمُّ رِجَالِكُمْ، فبان بهذا أن معنى هذه الأمومة تَحْرِیمُ نِكَاحِهِنَّ.

شافعى گفته: زبیر با اسماء دختر ابوبكر ازدواج كرد؛ و خواهر ام المؤمنین (عائشه) بود؛ در حالى كه به او «خاله مؤمنان» گفته نمى‌شود. علما در این زمینه اختلاف دارند كه آیا همسران پیامبر مادران زنان مؤمنه نیز هستند یا خیر. برخى گفته‌اند كه آن‌ها مادران مردان مؤمن و زنان مؤمنه نیز هستند، برخى گفته‌اند كه تنها مادر مردان مؤمن هستند و مادران زنان مؤمنه نیستند،‌ شعبى از از مسروق نقل كرده است كه زنى به عائشه گفت: اى مادر، عائشه در جواب گفت: من مادر تو نیستم، من تنها مادر مردان شما هستم. طبق این روایت روشن مى‌شود كه معناى این نوع مادرى، حرمت ازدواج با آن‌ها است.

البغوی، الحسین بن مسعود (متوفاى516هـ)، تفسیر البغوی، ج3، ص507، تحقیق: خالد عبد الرحمن العك، ناشر: دار المعرفة - بیروت.

ام المومنین

و سیوطى به نقل از بغوى مى‌نویسد:

قَالَ الْبَغَوِیّ وَهن أُمَّهَات الْمُؤمنِینَ من الرِّجَال دون النِّسَاء لِأَن فَائِدَة الأمومة فِی حق الرِّجَال وَهِی النِّكَاح مفقودة فِی حق النِّسَاء

بغوى گفته است كه آن‌ها مادران مردان مؤمن هستند نه مادران زنان؛ چرا كه فایده مادرى در حق مردان كه همان حرمت ازدواج با آن‌ها است، در حق زنان مفقود است.

السیوطی، جلال الدین أبو الفضل عبد الرحمن بن أبی بكر (متوفاى911هـ)، الخصائص الكبرى، ج2، ص438، ناشر:دار الكتب العلمیة - بیروت - 1405هـ - 1985م.

در كتاب مسانید فراس بن یحیى آمده است:

25 - حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدِ بْنُ حَیَّانَ، حَدَّثَنَا أَبُو یَعْلَى، حَدَّثَنَا إِبْرَاهِیمُ بْنُ الْحَجَّاجِ، حَدَّثَنَا أَبُو عَوَانَةَ، عَنْ فِرَاسٍ، عَنِ الشَّعْبِیِّ، عَنْ مَسْرُوقٍ، أَنَّ امْرَأَةً قَالَتْ لِعَائِشَةَ: یَا أُمَّهْ، فَقَالَتْ: «إِنِّی لَسْتُ أُمَّكِ، إِنَّمَا أَنَا أُمُّ رِجَالِكُمْ» فِی التَّفْسِیرِ إسناده صحیح.

از شعبى از مسروق از عائشه نقل شده است كه زنى به عائشه گفت: اى مادر،‌ عائشه در جواب گفت: من مادر تو نیستیم، من تنها مادر مردان شما هستم. سند این روایت صحیح است.

الخارفی الكوفی، فراس بن یحیى المكتب (متوفاى129هـ)، مسانید أبی یحیى فراس بن یحیى المكتب الكوفی، ج1، ص85، تحقیق: محمد بن حسن المصری، ناشر: مطابع ابن تیمیة - القاهرة، الطبعة: الأولى، 1413هـ.

ابن عربى مالكى در باره معناى «ام المؤمنین» مى‌نویسد:

اخْتَلَفَ النَّاسُ، هَلْ هُنَّ أُمَّهَاتُ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ، أَمْ هُنَّ أُمَّهَاتُ الرِّجَالِ خَاصَّةً، عَلَى قَوْلَیْنِ: فَقِیلَ: ذَلِكَ عَامٌّ فِی الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ. وَقِیلَ: هُوَ خَاصٌّ لِلرِّجَالِ؛ لِأَنَّ الْمَقْصُودَ بِذَلِكَ إنْزَالُهُنَّ مَنْزِلَةَ أُمَّهَاتِهِمْ فِی الْحُرْمَةِ، حَیْثُ یُتَوَقَّعُ الْحِلُّ، وَالْحِلُّ غَیْرُ مُتَوَقَّعٍ بَیْنَ النِّسَاءِ، فَلَا یُحْجَبُ بَیْنَهُنَّ بِحُرْمَةٍ. وَقَدْ رُوِیَ أَنَّ امْرَأَةً قَالَتْ لِعَائِشَةَ: یَا أُمَّاهُ. فَقَالَتْ: لَسْت لَك بِأُمٍّ، إنَّمَا أَنَا أُمُّ رِجَالِكُمْ، وَهُوَ الصَّحِیحُ.

مردم اختلاف دارند كه آیا همسران پیامبر مادران مردان مؤمن و زنان مؤمنه است یا تنها مادر مردان مؤمن هستند،‌ دو دیدگاه در این باره وجود دارد: برخى گفته‌آند كه این حكم هم شامل مردان مى‌شود و هم شامل زنان، برخى گفته‌اند كه تنها شامل مردان مى‌شود؛ چرا كه مقصود از این كه آن‌ها به منزله مادران آن‌ها قرار داده است، حرمت ازدواج با آن‌ها است؛ زیرا از مادر بودن، حلال بودن توقع مى‌رود و حلال بودن بین مردان و زنان نیست؛ به همین خاطر بین همسران پیامبر و زنان مؤمن به خاطر حرمت حجاب واجب نیست. به درستى روایت شده است كه زنى به عائشه گفت: اى مادر، پس عائشه گفت: من مادر تو نیستیم،‌ من تنها مادر مردان شما هستم. و این دیدگاه (دوم) صحیح است.

إبن العربی، ابوبكر محمد بن عبد الله (متوفاى543هـ)، أحكام القرآن، ج3، ص542، تحقیق: محمد عبد القادر عطا، ناشر: دار الفكر للطباعة والنشر - لبنان.

ام المومنین

و ابن جوزى حنبلى بعد از نقل روایت عائشه، تصریح مى‌كند كه تنها معناى «ام المؤمنین» حرمت ازدواج با آن‌ها است:

وقد روى مسروق عن عائشة أن أمرأة قالت: یا أُمَّاه، فقالت: لستُ لكِ بأُمٍّ إِنَّما أنا أُمُّ رجالكم فبان بهذا الحدیث أن معنى الأُمومة تحریمُ نكاحهنَّ فقط.

از مسروق از عائشه نقل شده است كه زنى به او گفت: اى مادر، پس عائشه گفت: من مادر تو نیستم و تنها مادر مردان شما هستم، با این روایت روشن مى‌شود كه معناى مادرى همسران پیامبر، تنها حرمت ازدواج با آن‌ها است.

ابن الجوزی الحنبلی، جمال الدین ابوالفرج عبد الرحمن بن علی بن محمد (متوفاى 597 هـ)، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج6، ص353، ناشر: المكتب الإسلامی - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1404هـ.

ام المومنین

ابن عادل حنبلى نیز مى‌نویسد:

روى الشعبِیُّ عن مسروق أن امرأة قالت لعائشة یا أمه فقالت: لست لك بأم إنما أنا أمُّ رِجَالِكُمْ فدل هذا على أن معنى هذه الأمومة تحریم نكاحهن.

از مسروق از عائشه نقل شده است كه زنى به او گفت: اى مادر، پس عائشه گفت: من مادر تو نیستم و تنها مادر مردان شما هستم، این روایت دلالت مى‌كند كه معناى مادر بودن همسران پیامبر، حرمت ازدواج با آن‌ها است.

ابن عادل الدمشقی الحنبلی، ابوحفص عمر بن علی (متوفاى بعد 880 هـ)، اللباب فی علوم الكتاب، ج15، ص504، تحقیق: الشیخ عادل أحمد عبد الموجود والشیخ علی محمد معوض، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت / لبنان، الطبعة: الأولى، 1419 هـ ـ 1998م.

ام المومنین

ابن زمنین در تفسیر خود تصریح مى‌كند كه «ام المؤمنین» به معناى تحریم ازدواج با آن‌ها است و سپس به روایت عائشه استناد مى‌‌كند:

  {وأزواجه أمهاتهم} أَیْ: هُنَّ فِی التَّحْرِیمِ مِثْلُ أُمَّهَاتِهِمْ. یَحْیَى: عَنْ سُفْیَانَ الثَّوْرِیِّ، عَنْ فِرَاسٍ، عَنِ الشَّعْبِیِّ، عَنْ مَسْرُوقٍ، عَنْ عَائِشَةَ " أَنَّ امْرَأَةً قَالَتْ لَهَا: یَا أُمَّهْ. فَقَالَتْ: لَسْتُ لَكِ بِأُمٍّ! إِنَّمَا أَنَا أُمُّ رِجَالِكُمْ ".

همسران پیامبر مادران مؤمنان هستند، یعنى در مسأله حرمت ازدواج همانند مادران آن‌ها هستند. از مسروق از عائشه نقل شده است كه زنى به او گفت: اى مادر، پس عائشه گفت: من مادر تو نیستم و تنها مادر مردان شما هستم.

أبی عبد الله محمد بن عبد الله بن أبی زمنین (متوفاى399هـ)، تفسیر القرآن العزیز، ج3، ص387، تحقیق: أبو عبد الله حسین بن عكاشة - محمد بن مصطفى الكنز، ناشر: الفاروق الحدیثة - مصر/ القاهرة، الطبعة: الأولى، 1423هـ - 2002م.

ام المومنین

و بیقهى در دیگر كتاب خود با قرار دادن دو آیه «ام المؤمنین» و تحریم ازدواج با زنان پیامبر، نتیجه‌گیرى مى‌كند كه تنها معناى «ام المؤمنین» حرمت ازدواج با آن‌ها است:

وجعلهن أمهات المؤمنین فقال: « النَّبِیُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» وحرم نكاحهن بعد وفاة نبیه صلى الله علیه وسلم فقال: « وَما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً».

و همسران پیامبر را مادر مؤمنان قرار داده و فرموده: « پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران آنها محسوب مى‏شوند» و ازدواج با همسران پیامبر بعد از وفات آن حضرت را حرام كرده است و فرموده: «و شما حق ندارید رسول خدا را آزار دهید، و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسرى خود درآورید».

البیهقی، أحمد بن الحسین بن علی بن موسی ابوبكر (متوفاى458هـ) الاعتقاد والهدایة إلى سبیل الرشاد على مذهب السلف وأصحاب الحدیث، ج1، ص324، تحقیق: أحمد عصام الكاتب، ناشر: دار الآفاق الجدیدة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1401هـ

ام المومنین

جلال الدین سیوطى در الدر المنثور مى‌نویسد:

وَأخرج ابْن أبی حَاتِم عَن قَتَادَة رَضِی الله عَنهُ فِی قَوْله {وأزواجه أمهاتهم} یَقُول: أمهاتهم فِی الْحُرْمَة لَا یحل لمُؤْمِن أَن ینْكح امْرَأَة من نسَاء النَّبِی صلى الله عَلَیْهِ وَسلم فِی حَیَاته ان طلق وَلَا بعد مَوته هِیَ حرَام على كل مُؤمن مثل حُرْمَة أمه

ابن أبى حاتم از قتاده در باره این سخن خداوند «وازواجه امهاتهم» نقل كرده است كه مى‌گفت: آن‌ها مادران شما هستند، در این كه حرام است بر هر مؤمنى ازدواج با همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) هم در زمان زندگى آن حضرت؛ اگر چه آن زن را طلاق داده باشد و هم بعد از رحلت ایشان.

السیوطی، جلال الدین أبو الفضل عبد الرحمن بن أبی بكر (متوفاى911هـ)، الدر المنثور، ج6، ص 566، ناشر: دار الفكر - بیروت – 1993.

ام المومنین

ابو منصور ثعالبى تصریح مى‌كند كه معناى «ام المؤمنین» حرمت ازدواج با آن‌ها است و سپس به آیه دوم سوره مجادله استناد مى‌كند كه: «مادران شما تنها همان‌هایى هستند كه شما را به دنیا آورده‌اند»:

وفی القرآن الكریم: «وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» أی: هن مثلهن فی التحریم، ولیس المراد أنهن والدات قد جاء فی آیة أخرى: «إِنْ أُمَّهاتُهُمْ إِلاَّ اللاَّئی‏ وَلَدْنَهُم‏» فنفى أن تكون الأم غیر الوالدة.

در قرآن كریم آمده است كه « همسران پیامبر مادران آن‌ها هستند» یعنى همانند مادران در حرمت ازدواج هستند، و منظور این نیست كه آنان همانند مادرانى هستند كه آن‌ها را به دنیا آورده است؛ چرا كه در آیه دیگر آمده است: « مادرانشان تنها كسانى‏اند كه آنها را به دنیا آورده‏اند!» پس خداوند با این آیه، مادر بودن زنانى را كه آن‌ها را به دنیا نیاورده،‌ نفى كرده است.

الثعالبی، ابومنصور عبد الملك عبد الملك بن محمد بن إسماعیل (متوفاى429هـ)، فقه اللغة، ج1، ص84، طبق برنامه الجامع الكبیر.

ابو الفرج نهروانى تصریح مى‌كند اگر خداوند از همسران پیامبر با عنوان «ام المؤمنین» تعبیر كرده، تأكید بر این مسأله است كه ازدواج با آن‌ها حرام است:

وَهُوَ أَب لَهُم وأزواجه أمهاتهم " وَعبر عَنِ الْأزْوَاج بأنهن للْمُؤْمِنین أُمَّهَات توكیداً لحرمتهن وَدلَالَة على تأبید تَحْرِیم نِكَاحهنَّ عَلَى غَیْر النَّبیّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ

«همسران پیامبر مادران مؤمنان هستند» از همسران رسول خدا با عنوان «مادران مؤمنان» تعبیر شده است تا حرمت آن‌ها را تأكید كند و دلالت كند بر این كه ازدواج غیر پیامبر با آن‌ها براى همیشه حرام است.

النهروانی، أبو الفرج المعافى بن زكریا (متوفاى390هـ)، الجلیس الصالح والأنیس الناصح، ج1، ص101، طبق برنامه الجامع الكبیر.

ام المومنین

صالحى شامى، مى‌گوید كه همسران پیامبر، مادران زنان مسلمان نیست؛ چرا كه تنها فایده «ام المؤمنین» بودن آنان، حرمت ازدواج با آن‌ها است و این فایده در حق زنان مسلمان منتفى است:

أنهن كن أمهات المؤمنین من الرجال دون النساء؛ لان فائدة الامومة فی حق الرجال، وهی النكاح مفقودة فی حق النساء.

آن‌ها مادران مردان مؤمن هستند نه مادران زنان مؤمنه؛ چرا كه فایده مادرى در حق مردان كه همان ازدواج باشد، در حق زنان مفقود است.

الصالحی الشامی، محمد بن یوسف (متوفاى942هـ)، سبل الهدی والرشاد فی سیرة خیر العباد، ج10، ص448، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلی محمد معوض، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1414هـ.

ام المومنین

واحدى در تفسیر خود مى‌نویسد:

«وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» فی حرمة نكاحهن علیهم.

همسران پیامبر مادران آن‌ها هستند، یعنى ازدواج با آن‌ها براى مردان حرام است.

الواحدی، علی بن أحمد ابوالحسن (متوفاى468هـ)، الوجیز فی تفسیر الكتاب العزیز(تفسیر الواحدی)، ج2، ص858، تحقیق: صفوان عدنان داوودی، ناشر: دار القلم، الدار الشامیة - دمشق، بیروت، الطبعة: الأولى، 1415هـ.

ام المومنین

محمد بن مفلح مقدسى مى‌گوید كه «ام المؤمنین» به معناى حرمت ازدواج با آن‌ها است و این حكم به دیگر نزدیكان همسران رسول خدا صلی الله علیه وآله سرایت نمى‌كند و سبب نمى‌شود كه مثلا دختران آن‌ها خواهران امت شوند:

  وَهُنَّ أُمَّهَاتُ الْمُؤْمِنِینَ - بِمَعْنَى فِی حُكْمِ الْأُمَّهَاتِ - فِی تَحْرِیمِ النِّكَاحِ، وَلَا یَتَعَدَّى ذَلِكَ إلَى قَرَابَتِهِنَّ

همسران پیامبر مادران مؤمنان هستند، به این معنا كه آن‌ها در حرمت ازدواج همانند مادران هستند و این حكم به سایر نزدیكان همسران پیامبر سرایت نمى‌كند.

المقدسی الحنبلی، شمس الدین أبو عبد الله محمد بن مفلح (متوفاى762هـ)، الفروع وتصحیح الفروع، ج5، ص120، تحقیق: أبو الزهراء حازم القاضی، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1418هـ.

ام المومنین

مرداوى حنبلى مى‌نویسد:

وَهُنَّ أُمَّهَاتُ الْمُؤْمِنِینَ؛ یَعْنِی فی تَحْرِیمِ النِّكَاحِ.

همسران پیامبر مادران مؤمنان هستند؛ یعنى ازدواج با آن‌ها حرام است.

المرداوی المقدسی الحنبلی، علاء الدین أبو الحسن علی بن سلیمان بن احمد بن محمد (متوفاى885 هـ)، الإنصاف فی معرفة الراجح من الخلاف على مذهب الإمام أحمد بن حنبل، ج8، ص42، تحقیق: محمد حامد الفقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

ابوجعفر نحاس، مفسر، ادیب و لغت شناس مشهور اهل سنت در باره معناى «ام المؤمنین» مى‌نویسد:

«وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» أی فی الحرمة ولا یحل لهم تزوجهن.

همسران پیامبر مادران آن‌ها هستند؛ یعنى در حرمت و این كه ازدواج با آن‌ها حلال نیست.

النحاس المرادی المصری، أبو جعفر أحمد بن محمد بن إسماعیل (متوفاى338هـ)، إعراب القرآن، ج3، ص303، تحقیق: د.زهیر غازی زاهد، ناشر: عالم الكتب - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1409هـ- 1988م.

ابو اللیث سمرقندى نیز تصریح مى‌كند كه «ام المؤمنین» به معناى حرمت ازدواج با آن‌ها است:

«وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» یعنی كأمهاتهم فی الحرمة.

همسران پیامبر مادران شما هستند؛ یعنى آن‌ها در حرمت ازدواج همانند مادران شما هستند.

السمرقندی، نصر بن محمد بن أحمد ابواللیث (متوفاى367 هـ)، تفسیر السمرقندی المسمی بحر العلوم، ج3، ص42، تحقیق: د. محمود مطرجی، ناشر: دار الفكر - بیروت.

در تفسیر جلالین نیز آمده است:

« وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» فی حرمة نكاحهن علیهم.

همسران پیامبر مادران شما هستند، یعنى ازدواج با آن‌ها حرام است.

محمد بن أحمد المحلی الشافعی + عبدالرحمن بن أبی بكر السیوطی (متوفاى911 هـ)، تفسیر الجلالین، ج1، ص49، ناشر: دار الحدیث، الطبعة: الأولى، القاهرة.

عبد الرحمن سعدى از مفسران معاصر وهابى در تفسیر خود كه این تفسیر توسط ابن عثیمن وهابى تحقیق شده است، در باره معناى «ام المؤمنین» مى‌نویسد:

وترتب على أن زوجات الرسول أمهات المؤمنین، أنهن لا یحللن لأحد من بعده.

همسران رسول خدا مادران مؤمنان هستند؛ یعنى براى احدى جایز نیست بعد از آن حضرت با همسرانش ازدواج كند.

السعدی، عبد الرحمن بن ناصر (متوفاى1376هـ)، تیسیر الكریم الرحمن فی تفسیر كلام المنان (تفسیر السعدی)، ج1، ص659، تحقیق: ابن عثیمین، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1421هـ ـ 2000م


نویسنده کلب الرقیه در 11:07 ب.ظ | نظرات()
پنجشنبه 16 شهریور 1396 05:37 ق.ظ
Hi there just wanted to give you a quick heads up. The text in your article seem to be running off
the screen in Safari. I'm not sure if this is a formatting issue
or something to do with internet browser compatibility but I figured
I'd post to let you know. The design and style look great
though! Hope you get the issue fixed soon. Many thanks
چهارشنبه 18 مرداد 1396 05:28 ب.ظ
I really like what you guys are usually up too.

This kind of clever work and reporting! Keep up the good works guys I've included you guys to blogroll.
شنبه 14 مرداد 1396 01:03 ب.ظ
Attractive section of content. I just stumbled upon your web site and in accession capital to assert that I get actually enjoyed
account your blog posts. Any way I will be subscribing to your augment and even I achievement
you access consistently quickly.
چهارشنبه 30 فروردین 1396 09:05 ب.ظ
Thanks for sharing your thoughts about منظور. Regards
چهارشنبه 23 فروردین 1396 08:57 ب.ظ
My family every time say that I am wasting my time here at net, but I
know I am getting familiarity all the time by
reading thes nice articles.
دوشنبه 14 فروردین 1396 04:08 ق.ظ
It's a pity you don't have a donate button! I'd definitely donate to this superb blog!
I guess for now i'll settle for bookmarking and adding
your RSS feed to my Google account. I look forward to new updates and will
talk about this site with my Facebook group. Chat soon!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
روزشمار فاطمیه
پیوندهای وبگاه
برچسب‌ها
دعای فرج پخش زنده حرم حدیث موضوعی